ايرلند، اوناپيوس و سوريانوس در آتن، زوسيموس، سقراط و سوزومن در قسطنطنيه، اوگوستين و اوروسيوس اسپانيايي در عنابه، سونسيوس در برقه، هوپاتيا در اسكندريه، تئودورتوس در سوريه، و باز هم دورتر، بوداگوسا در سيلان و كوماراجيوا در نانكينگ ديده ميشوند!
اروپا و خاور نزديك به آرامي، ولي بهطور مداوم به وسيلهٴ مسيحيت فتح ميشود؛ قتل هوپاتيا در 415 يكي از واپسين ضربههاي مهلك بر بتپرستي بود. در اين اثنا، آسياي شرقي به وسيلهٴ آيين بودا فتح شد، و فا - هسين، در سفر شگفتانگيزش طوري به گرد جهان بودايي گشت، كه پولس قريب سه قرن و نيم پيش گرد جهان نوزاد مسيحيت روزگار خويش گشته بود.
بزرگترين ترقي علمي اين دوره هنوز در اين گزيدهٴ نهايي ذكر نشده، چون نه زمان آن محقق است و نه مخترع آن معلوم؛ منظورم معرفي مفهوم جيب است. اين دانه، مانند دانهٴ خردل، هيچ جلوهاي نداشت، ولي هنگامي كه در زمين بارور هندسهٴ يوناني افتاد، به ساختمان يكي از مفيدترين شاخههاي رياضيات كمك كرد، يعني به مثلثات.
ب. زمينهٴ ديني
مسيحي شدن اروپا
تاريخ كامل علم بايد اطلاعات مختصر ولي كاملي دربارهٴ جريان تدريجي مسيحي شدن عرضه كند، چون عليرغم برخي تمايلات پنهانكارانه (كه تا مدتها بعد آشكار نشده بود) مسيحيت وسيلهاي بود كه تمدن بدان وسيله به قسمت اعظم اروپاي بدوي وارد شد.1 نام بردن از همهٴ مبشراني كه انجيل را به هر كشوري بردند، بنيانگذاران نخستين صومعهها، و برخي نخستين اسقفهاي هر اسقفنشين، مرا از راه خويش دور خواهد ساخت. دربارهٴ تغيير دين اروپا، گزارش كلي روشن و مرتبي ميتوان يافت از چارلز هنري رابينسون.2
در اين يادداشت تنها به عنوان مثال توجه خواننده را به هيئتي معطوف خواهم ساخت كه تأثيرش اهميتي خاص داشت. قديس پاتريك3 (متولد بريتانياي كبير در حد 389 كه در تور نزد قديس مارتين تحصيل كرد و در 461 در ساول درگذشت)4، نخستين مبشر ايرلند نبود، ولي بزرگترين مبشر و قديس حامي آن بود. او به لاتيني نوشت و سبب شد تا لاتيني زبان ديني ايرلند شود؛ موضوعي كه نتايج مهمي داشت.